🌞خــــؤرشــــــیـــــدِ مــــــن 🌞

اتاقکِ ذهن خیالی ام
🌞خــــؤرشــــــیـــــدِ مــــــن 🌞

حـــرفـــــایــــــ ڪـــــه
از دل💔 تـــــــراؤشــــ مــــی ڪنـــــد
تـــــــا از مــــــنـــــطــــق!

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

۸۲ مطلب توسط «мαѕoυмeн» ثبت شده است

۰۲
بهمن

ما حیف بودیم عزیز من
تلاشگر بودیم، مهربون بودیم؛ مسئولیت پذیر بودیم، پای کار بودیم، با اراده بودیم، باهوش بودیم، متعهد بودیم، منضبط بودیم، از خودگذشتگی داشتیم، ولی حیف بودیم
واسه این دوره از تاریخ، واسه این نقطه از جغرافیا،حیف بودیم عزیز من.

  • мαѕoυмeн
۲۴
دی

سلام

هم وطن در چه حالی؟ 

من؟ منم مثل بقیه. 

از دیدن برنامه های مفرح و سرگرم کننده صدا و سیما که بگذریم (بله! ما که مثل شما به ماهواره وصل نیستیم. ما وقتی تی وی روشن میکنیم خبر بیست و سی نشان می دهد). این چند روز به تماشای چند سریال، خوندن کتاب، و البته تجربه بازی های درجه چندم دانلودی از برنامه بازار گذشت (آقا منچ آنلاین بازی کنید بالاخره با زدن رقیباتون اندکی دوپامین مغز را بالا می برید). 

گفتم خوندن کتاب؟ بله! به لطف خوندن کتاب های دانشگاهیم مثل آسیب شناسی روانی بنده موفق به تشخیص قطعی و متقن  یک اختلال شخصیتی و یک بیماری روانی در خودم شدم. بله این دو اختلال از نادرترین اختلال های روانی به شمار می آیند. درواقع ترکیب این دو اختلال روانی میشه آدمی با شخصیت من.  بالاخره افت داشت یه روانشناسی خونده ندونه چه مرضی داره. هر چند که بعید میدونم درمانی داشته باشه. توکل به خدا! 

آهان. سریالم دیدم اونم از نوع کره ایش! که البته یه نکته ای منو خیلی متاثر کرد. اول سریال نوشته بود " تمامی تصاویر ضبط شده از کودکان طبق رضایت والدین و تحت نظارت چندین کارشناس کودک گرفته شده است. همچنین تمامی تصاویر ضبط شده از حیوانات تحت مراقبت و نظارت کارشناس ضبط شده است." بماند که اون وسط فقط چند ثانیه یه گربه از خیابون رد شد و حیوونی نشون نداد ولی حالا قیافه منی که تو کشورم وسط شرایط جنگ و آشوب و گرونی و تهدید و خشونت و قطعی اینترنت داشتم تماشا میکردم خیلی دیدنی بود:))) آقا ما کجای کاریم اینا کجای کارند به راستی؟؟؟ 

از من بگذریم. میگم اون بیماری که رو تخت بیمارستان بستریه و تنها چیزی که میتونه باهاش سرگرم بشه و کمی از درد جسمیش فاصله بگیره یه گوشی و اینستاگرامشه یا اون بدبختی که تو رابطه لانگ دیستنسه و نمیتونه با یارش در ارتباط باشه یا اون بنده خدایی که بیکار تو خونه نشسته و یه ابزار برای سرگرمیش رو از دست داده یا اون مردمی که آنلاین شاپشون رو هوا رفته یا اون....  چه گناهی کردن آخه.  

ایتا و بله و روبیکا مگه مال این وقتا نبود.  آخر چرا؟ 

 

  • мαѕoυмeн
۳۰
خرداد

میگم قدیما دیدن نقطه های نورانی ثابت یا در حال حرکت توی آسمان برای من معنای دیگه داشت. دیدن شون بهم حس خوبی می داد.  چون ذهن منو می برد به سمت ستاره هایی که بهم چشمک میزنن. 

اما الان...! 

الان برای من معنی ترس و خطر و استرس داره. معنی پدافند و موشک و پرتابه و پهپاد و.... میده. 

چقدر یهو زندگی مون عوض شد.. 

  • мαѕoυмeн
۳۰
خرداد

ترسناک تر از صدای موشک و پدافند،
آفلاین شدن ادماییه که نگرانشونیم.

  • мαѕoυмeн
۰۴
فروردين

گاهی اوقات قلب زمانِ بیشتری نیاز داره برای قبول کردنِ چیزی که مغزت همین الان هم می‌دونه...

قلبه دیگه نادونه، استاد تکرارکردن اشتباهات تکراریه.

دوست داره یه مسیر رو هی بره ولی باور نکنه که اشتباهه...تا جایی که با کله بخوره به جایی و دردش بگیره.

انگار بدون دردش اومدن و شکستن نمیتونه بفهمه. شاید قلبی که یادبگیره بشکنه دیگه مثل قلب سالم نمیتونه بتپه. میشه یه قلب شکسته که فقط شکسته شدن رو بلده. 

ولی اخه تا کی میتونه بشکنه و بازم ادامه بده؟ 

کاش مغز بیشتر از اینا حواسش بهش باشه.

<معصومه نوشت >

  • мαѕoυмeн
۱۷
آبان

شاید آرامش همین باشد، که فنجان قهوه‌ات را به صورتت بچسبانی، چشم‌هایت را ببندی، و عطر و گرمای فنجانت را نفس بکشی، آن هنگام که در کُنج‌ترین گوشه‌ی زندگی‌ات نشسته‌ای، و می‌دانی که زورت از قدرت دست‌های تقدیرت کمتر است. خیلی کمتر …

  • мαѕoυмeн
۰۹
آبان

یکی میگفت مراقب باش چه چیزی رو با چه کسی تجربه میکنی..
ممکنه قهوه خوردن با یه آدم اشتباه باعث بشه شما از قهوه بدتون بیاد..!
حالا تو تمام ابعاد زندگیت بهش فک کن.

پ.ن؛
و شاید وقت گذاشتن با یه آدم اشتباه و سمی باعث بشه از بیان و وبلاگت که یه روزی پناهت بود، دور بشی.  
  • мαѕoυмeн
۱۳
مهر

روزی ما دوباره کبوترهای‌مان را پیدا خواهیم کرد، و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت. روزی که کمترین سرود بوسه است، و هر انسان، برای هر انسان برادری‌ست. روزی که دیگر درهای خانه‌ها را نمی‌بندند، قفل افسانه‌ای‌ست، و قلبی عاشق، برای زندگی بس است …

#ناشناس

  • мαѕoυмeн
۰۸
مهر

ـ خیال نکن
اگر برای کسی
تمام شدی
امیدی هست

خورشید

از آنجا که غروب می‌کند

طلوع نمی‌کند

“افشین یداللهی“

- دوران سختی از زندگیم رو دارم میگذرونم. چه از لحاظ شغلی چه از لحاظ مالی چه از لحاظ روابط شخصی و... بذارید سربسته بگم باید بین این که برم سراغ کار غیرمرتبط با رشتم یا کار مرتبط تصمیم بگیرم. باید در مورد استقلال از خانواده خصوصاً استقلال مالی تصمیم بگیرم. باید در مورد قطع ارتباط با یک دوست قدیمی تصمیم بگیرم. و... خلاصه باید تصمیمات مهم و جدی بگیرم. فکر کنم دقیقاً تو برهه حساس کنونی قرار دارم. تو این مدت انقدر دورمو از آدمای قدیمی خلوت کردم که احساس میکنم حتی خودمم رو دیگه ندارم. یعنی بهتره بگم خود سابقم رو دیگه ندارم. ولی چون هنوز خود جدیدم شکل نگرفته و هویت پیدا نکرده الان در حال حاضر خالی ام از هر چیزی. احساس میکنم شبیه یه خلأ هست‌.  هم دوسش دارم هم دوسش ندارم. شاید مقدمات یه تغییر بزرگ باشه. شاید جدی جدی دارم عوض میشم. شایدم نشونه های افسردگی سخت.:). 

تنها چیزی که برای من تو این روزهای سخت امید بخش هست اینه که از قدیم گفتن قراره بعد سختی، آسونی بپره تو بغلت. دیگه قرار از اول همین بوده پس باید همین بشه. پس باید صبوری کنم. 

خلاصه که صبح میشه این شب تاریک.

  • мαѕoυмeн
۰۲
مهر

آدم باید یک نفر را داشته‌ باشد
که شب‌ها وقتی در تاریکی کنارش خوابیده،
با او از دیروزِ مزخرفِ طولانی

یا از روز زیبای فردا حرف بزند ...


#حمید_سلیمی

  • мαѕoυмeн